پشه ها و پروانه ها رو تو بغل نور٬ دور شمع و چراغ و (حتی لامپ توالت عمومی...کم مصرف و پر مصرف) دیدی؟...اونجاست که دارم تخیل میکنم...به همین سادگی...
مسخ کافکا رو خوندی؟ گرگور سامسا از خواب پا میشه و میبینه یه حشره ی گنده شده...و اما من! من؟...هزار تا حشره یه صبح سه شنبه از خواب پا میشن و یهویی از تعجب شاخ در میارن(سوسک شاخدار یه نمونشه) آخه...آخه...همشون تبدیل شده بودن به من(باورتون میشه؟...نه؟!... به درکککککککککککک)...اه...چقدر از این کلمه ی تبدیل بدم میاد...تناسخ لعنتی...